کابوس نامه (4)
یادم باشد که کابوس نویسی سلام ندارد.
کابوسها بی اجازه پا میگذارند روی سینههایمان
فرو میروند یک جای تاریک
بيدار كه شديم،
سخت یادمان بیاید.
حتی اگر یک دفعه بیدار شده باشیم و
زبانمان از خشکی به دهانمان بخورد
صدای زبری بدهد.
همین روزهاست خانهای که صدایت در آن آشنا بود،
متروکه شود.
قول میدهم بیدار بمانم
و نگذارم دیوارهایش بپوسند.
شاید هم یکی دو آهنگ گوش کردم.
+ نوشته شده توسط م.ب.حاجیانی در و ساعت
9:38 AM |

