وردی که رضا قاسمی میخواند...
این عید نوروز برای من چند ساعت دیگر تمام میشود. فکر میکردم همان پست قبلی کفاف بدهد، نشد.
رمان جدید رضا قاسمی با نام «وردی که برهها میخوانند» در سایت رضا قاسمی منتشر شد. من هم دانلود کردم و سرضرب خواندم. 6ساعت بیداری، رمانِ خوب، سکوت یک شب نیمه شرجی بوشهر و آب خنکی که جرعه جرعه مینوشیدم. رمان را ولی لاجرعه بالا رفتم.
حالا این ها را برای چه مینویسم؟
یکی این که حتما بخوانید، (برای کسی که رضا قاسمی را نشناسد)
دوم (برای کسی که رضا قاسمی را می شناسد) لینک بدهم به سایت.
اما مهتر از همه لینک یک فیلترشکن است که همه بتوانند به سایت دسترسی پیدا کنند. چون فکر کنم سایت در تمام ایران فیلتر باشد. (شما هم چیزی گفتید؟ شما نه، شما؟)
آدرس این فیلترشکن تاریخ انقضا دارد. تا یکی دو هفته دیگر بسته خواهد شد. اسم آن را در گوگل جستجو کنید، آدرس جدید آن را پیدا میکنید.
آبِ خنک و قرصِ ضدِ فشار برای خواندن رمان توصیه میشود.
دارم فکر میکنم چطور یک رمان نویس میتواند سبکی را با خودش به گور ببرد؟ اوه، اصلا حرف «عارفی در پاریس» را نزنید.
شک ندارم که این رضا قاسمی تکرار پذیر نیست و کسی شک ندارد سبک او منحصر بفرد است، حداقل در رمان فارسی.
بدرود
حاجیانی
سحرگاه 17 فروردین 86

