داشتم به "چلهنشيني" بعدي فكر ميكردم كه دوست نادیدهام نوشای عزیز، من را به بازی "اثرگذارها" دعوت کرده است. قواعد بازی را نمیدانم. آدمها و چیزهای دیگر تاثیرگذار در نوشتنم را فهرست میکنم. فهرست بیشتر ترتیب تاریخی دارد تا اهمیت. "خاطرهبازي" ايي بهتر از اين؟
1- رضا جمالی حاجیانی: یک قد بلندِ خوش تیپ، خندهرو و شاعر همشهری. روزگاری دور من را با ادبیات به مثابهی یک دوستداشتنی آشنا کرد. هنوز هم فکر میکنم برای خواندن و شنیدن بسیار دارد. هنوز وقتی اس ام اس هم میزند، مثل یک هایکو خواندنی است. يادم نميرود.
2- حافظ موسوی: از روزی که به اتفاق چند روزی را با هم بودیم تا همین الان یاد گرفتهام. از روزی که کنار زایندهرود قدم زدیم و از شعرهایش برای یک جوان سردرگم حرف میزد تا این روزها. يادم نميرود. گاهی شک میکنم به شعرهای خودم.
3- محمود نیکبخت: پیرمرد خوشلباسی با سبیلی که از مرور سیگار زرد شده باشد، با ذهنی دقیق و مرتب شده در اصفهانِ این سالها کم پیدا میشود. روزی که با هدفونی در گوش رفتم برای برنامهای دعوتش کنم، فکر نمیکردم ساعتها در کتابفروشی، پارک و حتی دم درِ خانه در مورد هزارتوی ادبیات حرف بزنیم. يادم نميرود. برای ادبیات و اصفهان بماند.
4- جنوب (بوشهر): نخل، شرجی، خرما، مادر، شروه، صفدری، گرما، خاک، پرویزی، دریا، افسانه، فایز، آتشی، رطب، منیرو، مسیله، باباچاهی، نفت، عرق، چوبک، زیر پیراهنی، بردستانی، سینه زنی، فوتبال و هزار تای دیگر که همه زیر عنوان جنوب جمع میشوند. بوی جنوب حتی در خواب نیز وسوسهام میکند. تقصیرش گردن جهان داستانی داستاننویسان و کهکشان ذهنی شاعران بوشهر.
5- ... : (این بند به دلایل شخصی دچار خود سانسوری شد!)
دعوتنامهها: چرا بعضیها وبلاگ ندارند؟ چرا اگر بعضیها را دعوت کنم، نمیآیند؟
اگر روی من را بگیرند، رضا قاسمي، روجا چمنکار، سارا محمدی، سعیده زارع و عماد مرتضوی را به بازی دعوت میکنم. حداقل برای چند روزی فکر کردن به این داستان جالب است.
حاجیانی
بهار 86
اصفهان
کنجنکاوی من ادامه دارد. صدیقه نارویی را هم دعوت می کنم.
