تبليغاتX
جنازه های آرامش یافته - چله نشینی خاطرات (6) اثرگذارها
 

داشتم به "چله­نشيني" بعدي فكر مي­كردم كه دوست نادیده­ام نوشای عزیز، من را به بازی "اثرگذارها" دعوت کرده است. قواعد بازی را نمی­دانم. آدم­­ها و چیزهای دیگر تاثیرگذار در نوشتنم را فهرست می­کنم. فهرست بیشتر ترتیب تاریخی دارد تا اهمیت. "خاطره­بازي" ايي بهتر از اين؟

 

1- رضا جمالی حاجیانی: یک قد بلندِ خوش تیپ، خنده­رو و شاعر همشهری. روزگاری دور من را با ادبیات به مثابه­ی یک دوست­داشتنی آشنا کرد. هنوز هم فکر می­کنم برای خواندن و شنیدن بسیار دارد. هنوز وقتی اس ام اس هم می­زند، مثل یک هایکو خواندنی است. يادم نمي­رود.

 

2- حافظ موسوی: از روزی که به اتفاق چند روزی را با هم بودیم تا همین الان یاد گرفته­ام. از روزی که کنار زاینده­رود قدم زدیم و از شعرهایش برای یک جوان سردرگم حرف می­زد تا این روزها. يادم نمي­رود. گاهی شک می­کنم به شعرهای خودم.

 

3- محمود نیکبخت: پیرمرد خوش­لباسی با سبیلی که از مرور سیگار زرد شده باشد، با ذهنی دقیق و مرتب شده در اصفهانِ این سال­ها کم پیدا می­شود. روزی که با هدفونی در گوش رفتم برای برنامه­ای دعوتش کنم، فکر نمی­کردم ساعت­ها در کتاب­فروشی، پارک و حتی دم درِ خانه در مورد هزارتوی ادبیات حرف بزنیم. يادم نمي­رود. برای ادبیات و اصفهان بماند.

 

­4- جنوب (بوشهر): نخل، شرجی، خرما، مادر، شروه، صفدری، گرما، خاک، پرویزی، دریا، افسانه، فایز، آتشی، رطب، منیرو، مسیله، باباچاهی، نفت، عرق، چوبک، زیر پیراهنی، بردستانی، سینه زنی، فوتبال و هزار تای دیگر که همه زیر عنوان جنوب جمع می­شوند. بوی جنوب حتی در خواب نیز وسوسه­ام می­کند. تقصیرش گردن جهان داستانی داستان­نویسان و کهکشان ذهنی شاعران بوشهر.

 

5- ...  :  (این بند به دلایل شخصی دچار خود سانسوری شد!)

 

 

 

دعوت­نامه­ها: چرا بعضی­ها وبلاگ ندارند؟ چرا اگر بعضی­ها را دعوت کنم، نمی­آیند؟

اگر روی من را بگیرند، رضا قاسمي، روجا چمنکار، سارا محمدی، سعیده زارع و عماد مرتضوی را به بازی دعوت می­کنم. حداقل برای چند روزی فکر کردن به این داستان جالب است.

 

حاجیانی

بهار 86

اصفهان

 

 


کنجنکاوی من ادامه دارد. صدیقه نارویی  را هم دعوت می کنم.

 

+ نوشته شده توسط م.ب.حاجیانی در و ساعت 4:1 PM |
Free counter and web stats