تبليغاتX
جنازه های آرامش یافته - چله نشینی خاطرات (17) وقتی بگویم دوستت دارم
 

 

 

وقتی بگویم دوستت دارم...

 

 

برای یک دوست قدیمی

 

 

ناگهانی­تر از یک نخ سیگار

دوستت داشتم

و لابد خودت هم خوب می­دانی

غیبت که می­زند

بوی گسی می­ماند

زیرِ زبانِ اشیا اتاق

و بی انتهای پشتِ چشم­هایت

که موج می­زند به تک­تکِ صخره­های بدنم.

 

دوستت دارم

مثل یک شایعه

که بینِ زبان و مغزم

دست تو را انتخاب کرده باشم.

 

 

 

محمد باقر حاجیانی

24 بهمن 1386

اصفهانِ لعنتی

 

+ نوشته شده توسط م.ب.حاجیانی در و ساعت 1:48 PM |
Free counter and web stats